این روزهایمان نه آنقدر آبی است که خوشی بزند زیر دلمان و کار دست خودمان بدهیم، و نه آنقدر سیاه است که از زور نفرت و خشم سر به بیابان بگذاریم و کار دست خودمان بدهیم.
چه بدمان بیاید و چه نه، این معنای واقعی و متعادل زندگی است.
۱۳۸۸ مرداد ۱۸, یکشنبه
۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه
برای آنانی که خودشان را به خریت زده اند!
اگر بزرگ تران ما قوانین خرد را نقض کنند، آنگاه ابلها، نه خواهان عفو، که خواستار تحسین خواهند بود!
(نمایشنامهء هوراس/ پردهء دوم/ صحنهء1)
(نمایشنامهء هوراس/ پردهء دوم/ صحنهء1)
۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه
سلام
سلام.
اگر نخواهیم سر سری از کنار کلمات بگذریم، بی شک هر کلامی و کلمه ای معنایی ورای آنچه در ظاهر دارد،در بطن خود خواهد داشت. هر کلامی و کلمه ای می تواند ما را هل دهد به دنیایی از ناشناخته ترین بخش های واژه. مثلا همین «سلام» چقدر می تواند معنا داشته باشد؟ چقدر می تواند مفهوم و منظور در پس پشت نهان داشته باشد؟
مثلا!
سلام یعنی: مایی که تازه از راهی دور و دراز آمده ایم به میهمانی حضور شما!
یعنی: خوش آمده ای نازنین!درب این خانه همیشه بر روی میهمان باز است!
سلام یعنی: آغاز کرده ایم راهی را که نمی دانیم انتهایش کی است و کجاست!
یعنی: چه کیفی می دهد یک فنجان چای داغ، وقتی که چشم در چشم همزاهی نوش کنی!
سلام یعنی: حرمت نگه دار گلم، دلم، که این اشک ها خون بهای عمر رفتهء من اند!
یعنی: آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
سلام یعنی: ...
پس سلام!
اگر نخواهیم سر سری از کنار کلمات بگذریم، بی شک هر کلامی و کلمه ای معنایی ورای آنچه در ظاهر دارد،در بطن خود خواهد داشت. هر کلامی و کلمه ای می تواند ما را هل دهد به دنیایی از ناشناخته ترین بخش های واژه. مثلا همین «سلام» چقدر می تواند معنا داشته باشد؟ چقدر می تواند مفهوم و منظور در پس پشت نهان داشته باشد؟
مثلا!
سلام یعنی: مایی که تازه از راهی دور و دراز آمده ایم به میهمانی حضور شما!
یعنی: خوش آمده ای نازنین!درب این خانه همیشه بر روی میهمان باز است!
سلام یعنی: آغاز کرده ایم راهی را که نمی دانیم انتهایش کی است و کجاست!
یعنی: چه کیفی می دهد یک فنجان چای داغ، وقتی که چشم در چشم همزاهی نوش کنی!
سلام یعنی: حرمت نگه دار گلم، دلم، که این اشک ها خون بهای عمر رفتهء من اند!
یعنی: آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
سلام یعنی: ...
پس سلام!
اشتراک در:
پستها (Atom)